|
توكل انسان در مسير حركتش با توجه به ابعاد وجودش نميتواند بدون اتكا باشد. دعواي اصلي درمسئله توكل اين است كه اين قدرت، اين زمينه اتكاء و نقطه اتكاء كجا بايستي باشد. خوب عقلايي است كه ما از كسي كه خودش اين پل را ساخته و خودش اين مسير را درست كرده است، حركت بر روي اين راه را ياد بگيرم تا او به ما بگويد كه به كدام نقطه بايد اتكاءداشت؟ تمام محتوايي كه شما در مبحث توكل مي خواهيد انجام دهيد چيست؟ اينكه بتوانيد تعدد مراكز اتكاء را از بين ببريد و سپس يك نقطه اتكاء ثابت پيدا بكنيد كه همه افراد نقطه اتكاشان در آنجا باشد زيرا تعدد مراكز ثقل در قدرت، موجب سقوط و فساد جامعه مي شود. لذا تمام آنهاييكه ميخواهند در بعد اجتماعي، جوامع را به زير سلطه بكشند توكل را بعنوان عامل ركود جوامع در ممالك اسلامي مطرح كردند تا بتوانند اتكاء اين جوامع را از خدا ببرند و به تحت فرمان خودشان سوق دهند ولي اگردر جامعه يك منبع قدرت وجود داشته باشد و در مقابل همه آنهاييكه وجود دارند مثل مرده در مقابل آن قدرت باشند؛ « المومن كالميت بين يدي الغسال » آيا ديگر ميتوانند به اين جوامع دست اندازي كنند؟ و نقطه اتكاشان را منحرف سازند؟ آيا ميشود استعمارشان كرد؟ نه! اينها ديگرقابل استعمار و استثمار نيستند و اين براي سيستمهاي سلطهگر، ناگوار است ...
|
||
|
|
|
|
|
|
|
نقل مطالب با ذكر منبع از Dialame.ir آزاد است. |
|
Powered by Khorsand.ir |