خط امام

از آن زمان كه ملت ما خط امام را بعنوان رمز حيات خود يافت صهيونيزم بين‌الملي برآن شد كه خطوط بدلي براي انقلاب بسازد.

و بدين منظور براي ممالك اسلامي طرحهايي ريختند كه خطرناك‌ترين طرح و حركت آنها بوسيله مستشرقين درجوامع اسلامي اين بود كه اسلام را آنگونه كه مايلند معرفي نمايد و شرايطي را فراهم‌كننند تا محتواي اسلامي از دست رفته و تنها نامي از آن بر جاي بماند به همين منظور متخصصين جامعه شناش و علوم اجتماعي واقتصاد اسلامي!! و اسلام شناس!! ساختند و به جوامع ما روانه كردند تا در ذهن ما از اسلام يك فرهنگ، يك انقلاب، يك تمدن بسازند و تا آنجا پيش آمدند كه امروز در ذهن اكثريت نسل جوان، اسلام نه بعنوان يك دين الهي و رهبرش نه به عنوان يك رهبري الهي كه اسلام بعنوان يك تمدن و پيامبر بعنوان يك انقلابي ترسيم گرديده است.

پيامبر مي‌شود انقلابي تا در قدمهاي بعدي بتوانند او را دركنار چه‌گوارا، ماركس و انگلس قرار دهند و ظهور اسلام حركتي بشود همچون انقلاب اكتبر و انقلاب فرانسه و چهره‌هاي اسلام از علي (ع‌) گرفته تا فاطمه و زينب و ابوذر و سلمان و هر يك به نوعي تغيير يابند.

صهيونيزم بين‌الملل براي پياده نمودن طرحهاي خود سازمان‌ها و گروههاي مرموزي را تشكيل داده كه يكي از مهمترين آنها در تحقيق بخشيدن به آرمانهاي صهيونيزم، لژهاي فراماسونري است.

در آخرين پورتكل علماي صهيوني24 اصل ذكرگرديد كه بايد بوسيله ساز‌مان‌هاي مزبور پياده شود و من از آن 24 اصل چند اصل را كه مقاصد آنان را واضح‌تر بيان نموده براي شما مي‌گويم‌:

اصل اول:

قدرت شبكه فراماسونري كه خادم يهود مي‌باشد، غير‌قابل‌نفوذ است.

بوسيله اشاعه مصرف مشروبات الكلي و مواد مخدر بايد اصالت‌ها را در جامعه غير‌يهود مفلوج نمود.

اصل دوم:

براي جامعه يهود كمتر جمله بسازيم و خودمان وارد بحث و لفاظي‌ها نشويم ولي در جوامع ديگر سخنرانان بي‌محتوا و جلسات بحث طويل‌المدت دائر نمائيم.

اصل سوم :

پايه‌گذاري نشريات سياسي مجعول و گمراه‌كننده و توطئه همگام با لباس خيرانديشي براي ضايع‌كردن رهبري.

اصل چهارم:

به حكومت رساندن فراماسون‌ها.

اصل پنجم:

سركوب كردن مذاهب بوسيله حربه آزا‌دي.

اصل ششم :

تعبير كلمه آزا‌دي.

اصل هفتم:

تفكر براي ايجاد يك مذهب ساختگي در آينده و عدم امكان دادن به جوامع در جهت كشف رموز آن مذهب.

يعني كتاب بنويسيم در مورد مذهب، اما هركس مي خواند از آن چيزي نفهمد مذهب بساز يم ولي هيچكس از آن سر درنياورد.

اصل هشتم:

هدايت ناطقين مزدور به زياد حرف زدن براي ايجاد خستگي ذهني جوامع.

اصل نهم:

قطع نفوذ رهبران مذهبي.

كه متاسفانه بايد بگويم اصل قطع از رهبران مذهبي سابقه طولاني داشته و حداقل از ابتداي مشروطه وضع به همين منوال بوده است.

بطوريكه در هرجا شما وجود يك روحاني ارزنده را در تاريخ مي‌بينيد در مقابلش يك عنصر قوي از ماسونها مي‌يابيد كه با او مقابله مي‌كند و نمونه آن در زمان مرحوم آيت‌الله كاشاني چهراي همچون مصدق‌السطنه است كه آيت‌الله كاشاني تا آنجا كه مقدور است از مصدق حمايت مي‌كند ولي افسوس كه ميوه درخت حمايت او از مصدق چيزي نبود جز خيانت ...

 

سخنراني قبلي » » »

« « « سخنراني بعدي

 

  تماس با ما پايگاه‌هاي ديگر تصاوير خاطرات زندگي‌نامه صفحه اول
 

نقل مطالب با ذكر منبع از Dialame.ir آزاد است.

Powered by Khorsand.ir